|
همیشه عزیزترین چیزی که دارم احساسم است، نگاهم ... چشمانم و لبخندم... همین کوچکترین چیزهای دنیا بزرگترین دارایی من است... که میدانی خیلی وقت است با توست ... و به یاد تو... ماندهام چه چیز دیگری تقدیمت کنم... ؟تمام حس رویا بودنم را... وقتی که شعر میخوانم برایت...و من فقط به این میاندیشم:چه کسی بعد محرم خلوت توخواهد شد؟ دست روی قلب تو میگذارد ... گرم... ؟ روی هم رفته آیا رویا خواهد شد؟
|
خدایا چرا هیچ چراغی شبستان دلم را روشن نمیکند؟
چرا مرغان دریایی روی امواج صدای من بال میزنند؟
چرا میخک سپیدی در باغچه احساسم نمیروید؟
چرا این قدر شبیه سنگها شدهام؟
خدایا مرا در کوره راههای پر سنگلاخ نفس تنها مگذار
به فرشتهها بگو ماه را در کف بگیرد و تاریکیهای روح مرا به روشنایی مبدل کند.
به ستارهها بگو ذرهای از آسمان را برایم معنا کنند.
خدایا چقدر پیوسته از تو گفتن را دوست دارم
خدایا اگر چه از تو دور ماندهام اما نخلستانها و نیستانها را دوست دارم و هیچ گاه بد خاکریزها را نخواستم و علیه ابشارها حرفی نزدم
در روز حشر مرا در نزد شقایقها شرمنده مخواه
خدایا دل سرد سیرم را همنشین خورشیدهای نا مکشوف کن
چشمهایم را به سفری بی زوال ببر به دستهایم عدالت را بیاموز و به پاهایم صبر بده تا بی کفشی را تاب بیاورند.
آمین
پ.ن۱: این شبها رحمت دوست جاریست...مانند رود... نه مانند باران...اگر دلت لرزید... بغضت ترکید.. کسی اینجا محتاج دعاست...
پ.ن۲: در شبای لیله القدر منو از دعای خیرتون فراموش نکنید... که سخت محتاجم...
پ.ن3: دلم دیگر هیچ چیز و هیچ کس را نمیخواهد... حتی ....
پ.ن 4: عاشق شدن ممنون... حتی تو.... دلم حتی نمیخواهد کسی عاشقم باشه... حتی کسی دوستم داشته باشه....
پ.ن5: خودم هم دیگر کسی رو دوست ندارم...
پ.ن6: از کسی که برام قیافه میگیره بدم میاد.......اینو بفهم...
پ.ن7: دلم تنگ است...