کاش مي دانستم در آن سوي نگاهت چه رازي نهفته است کاش مي توانستم راز تنهايي خود را به تمام رهگذران عاشق برسانم کاش مي دانست که در نبودش چگونه به آغوش سرد اندوه پناه بردم فقط براي يکبار قدم به گلستان خيالم بگذار؛ رخصتي ده تا به تنهايي خود خط مبطلان بکشم وبگذار با تو فراموش کنم

بالی برای پرواز - رویــــای نـیمــه تمـــام




رویــــای نـیمــه تمـــام

همیشه عزیزترین چیزی که دارم احساسم است، نگاهم ... چشمانم و لبخندم... همین کوچکترین چیزهای دنیا بزرگترین دارایی من است... که میدانی خیلی وقت است با توست ... و به یاد تو... مانده‌ام چه چیز دیگری تقدیمت کنم... ؟تمام حس رویا بودنم را... وقتی که شعر میخوانم برایت...و من فقط به این می‌اندیشم:چه کسی بعد محرم خلوت توخواهد شد؟ دست روی قلب تو میگذارد ... گرم... ؟ روی هم رفته آیا رویا خواهد شد؟

کاش میشد دوتا بال داشت

دوتا بال برای پرواز

این روزها خیلی عجیب، هوای تورا می کنم

دلم پرواز می کند اما... جسمم هنوز اینجاس

هنوز این ور آب ها و این ور خاک ها...

ببینم... دعا می کنی خدا دوبال رنگی هدیه کند؟؟؟؟

میخواهم پرواز کنم به سویت بیایم

 

 

 پ.ن: خدا مارو برای هم نمی خواست

فقط میخواست همو فهمیده باشیم

بدونیم نیمه ی ما مال ما نیست

فقط خواست نیممونو دیده باشیم

تمام لحظه های این تب سرد

خدا از حسرت ما با خبر بود

خودش مارو برای هم نمیخواست

خودت دیدی دعامون بی اثر بود

چه سخته مال هم باشیم و بی هم

می بینم میری و می بینی میرم

تاوقتی هستی اما دوری از من

نه میشه زنده باشم نه بمیرم

نمی گم دلخورم تقدیرم اما

تو میدونی چقدر دلگیره این عشق

فقط چون دیر باید می رسیدیم

داره رو دست ما می میره این عشق

تمام لحظه های این تب سرد

خدا از حسرت ما با خبر بود

خودش مارو برای هم نمیخواست

خودت دیدی دعامون بی اثر بود

نوشته شده در دوشنبه ۱۱ خرداد ۱۳۸۸ساعت ٢:٠٠ ‎ق.ظ توسط بانــوی شهــر رویــــا نظرات ()


Design By : Pichak