رویــــای نـیمــه تمـــام
همیشه عزیزترین چیزی که دارم احساسم است، نگاهم ... چشمانم و لبخندم... همین کوچکترین چیزهای دنیا بزرگترین دارایی من است... که میدانی خیلی وقت است با توست ... و به یاد تو... ماندهام چه چیز دیگری تقدیمت کنم... ؟تمام حس رویا بودنم را... وقتی که شعر میخوانم برایت...و من فقط به این میاندیشم:چه کسی بعد محرم خلوت توخواهد شد؟ دست روی قلب تو میگذارد ... گرم... ؟ روی هم رفته آیا «رویا» خواهد شد؟
خودکار آبیم را بدست گرفته ام... و بدون هیچ حرفی نگاه می کنم و خط خطی... دنبال یه مترجمم یه مترجم ... که شاید بتواند تمام حرفهای نگفته ام را بفهمد و ترجمه کند برای تو...
نوشته شده در جمعه ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ساعت
۱:٤۱ ب.ظ توسط بانــوی شهــر رویــــا نظرات () |
| Design By : nightSelect.com |
