کاش مي دانستم در آن سوي نگاهت چه رازي نهفته است کاش مي توانستم راز تنهايي خود را به تمام رهگذران عاشق برسانم کاش مي دانست که در نبودش چگونه به آغوش سرد اندوه پناه بردم فقط براي يکبار قدم به گلستان خيالم بگذار؛ رخصتي ده تا به تنهايي خود خط مبطلان بکشم وبگذار با تو فراموش کنم

بهم بگو... - رویــــای نـیمــه تمـــام




رویــــای نـیمــه تمـــام

همیشه عزیزترین چیزی که دارم احساسم است، نگاهم ... چشمانم و لبخندم... همین کوچکترین چیزهای دنیا بزرگترین دارایی من است... که میدانی خیلی وقت است با توست ... و به یاد تو... مانده‌ام چه چیز دیگری تقدیمت کنم... ؟تمام حس رویا بودنم را... وقتی که شعر میخوانم برایت...و من فقط به این می‌اندیشم:چه کسی بعد محرم خلوت توخواهد شد؟ دست روی قلب تو میگذارد ... گرم... ؟ روی هم رفته آیا رویا خواهد شد؟

ببین تو بهم بگو...

فکر می کنم باید از اینجا برم

مثل همه‌ی اونایی که رفتن...

می شه رفت؟؟؟؟؟

این قدر رفت که دیگه نبود....

که دیگه حتی کسیو ندید...

که دیگه هیچ حرفی رو از هیچ کس نشنید.

می شه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

می شه رفت؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

نمیدونم... نمیدونم

فقط میدونم دلم هیچ کس و هیچ چیزی نمیخواد...

اصلا دلم نمیدونم چی میخواد

فقط میدونم هیچ حرفی از دوستت دارم نمی خوام بشنوم... نمی خوام.

 

پ.ن: این پست فقط یه احساس درونیه ... نه شکست عشقی وجود داشته و نه دوری از کسی یا چیزی... تنها دلم اینجوری میخواست...

نوشته شده در چهارشنبه ٢٠ آذر ۱۳۸٧ساعت ۱٠:٥٩ ‎ب.ظ توسط بانــوی شهــر رویــــا نظرات ()


Design By : Pichak