کاش مي دانستم در آن سوي نگاهت چه رازي نهفته است کاش مي توانستم راز تنهايي خود را به تمام رهگذران عاشق برسانم کاش مي دانست که در نبودش چگونه به آغوش سرد اندوه پناه بردم فقط براي يکبار قدم به گلستان خيالم بگذار؛ رخصتي ده تا به تنهايي خود خط مبطلان بکشم وبگذار با تو فراموش کنم

برای تو... - رویــــای نـیمــه تمـــام




رویــــای نـیمــه تمـــام

همیشه عزیزترین چیزی که دارم احساسم است، نگاهم ... چشمانم و لبخندم... همین کوچکترین چیزهای دنیا بزرگترین دارایی من است... که میدانی خیلی وقت است با توست ... و به یاد تو... مانده‌ام چه چیز دیگری تقدیمت کنم... ؟تمام حس رویا بودنم را... وقتی که شعر میخوانم برایت...و من فقط به این می‌اندیشم:چه کسی بعد محرم خلوت توخواهد شد؟ دست روی قلب تو میگذارد ... گرم... ؟ روی هم رفته آیا رویا خواهد شد؟

به ساعتم و تقویمی که همیشه روبرویم هست نگاه می کنم...

 روزها و هفته ها از این جدایی گذشته است.

چقدر سخت... چقدر زمان زود گذشت.

کاش اینگونه نبود.. کاش....

هرجا تو باشی میخواهم من هم باشم و هرجا تو هستی من نیز...

کاش این چنین میشد... هرجا... همه وقت... با هم... نه تنها...

هرشنبه.. هر دوشنبه و هرچهارشنبه... باشه؟؟؟؟

یادت که نرفته؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

این روزها با اتفاقاتی که افتاد سخت دلگیرم . سخت دلتنگم...

به دیدارم بیا به تنهائیم سر بزن ... سخت محتاج محبتت هستم... میائی مگر نه.

نیاز دارم ... می دانی به چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!

به محبتت به مهربانیت به نوازشت و به.........

بی هیچ بهانه ای به گریه می افتم .

 میدانم که می دانی تنها تو هستی که می توانی....

نوشته شده در جمعه ۱ آذر ۱۳۸٧ساعت ۱:۱۳ ‎ب.ظ توسط بانــوی شهــر رویــــا نظرات ()


Design By : Pichak