کاش مي دانستم در آن سوي نگاهت چه رازي نهفته است کاش مي توانستم راز تنهايي خود را به تمام رهگذران عاشق برسانم کاش مي دانست که در نبودش چگونه به آغوش سرد اندوه پناه بردم فقط براي يکبار قدم به گلستان خيالم بگذار؛ رخصتي ده تا به تنهايي خود خط مبطلان بکشم وبگذار با تو فراموش کنم

امدنت مبارک... - رویــــای نـیمــه تمـــام




رویــــای نـیمــه تمـــام

همیشه عزیزترین چیزی که دارم احساسم است، نگاهم ... چشمانم و لبخندم... همین کوچکترین چیزهای دنیا بزرگترین دارایی من است... که میدانی خیلی وقت است با توست ... و به یاد تو... مانده‌ام چه چیز دیگری تقدیمت کنم... ؟تمام حس رویا بودنم را... وقتی که شعر میخوانم برایت...و من فقط به این می‌اندیشم:چه کسی بعد محرم خلوت توخواهد شد؟ دست روی قلب تو میگذارد ... گرم... ؟ روی هم رفته آیا رویا خواهد شد؟

دلم برای همه آن روزها تنگ شده..

ساعت ها میدون... روزها میدون و من هرلحظه دورتر از تو...

دلم برای همه چیزت تنگ شده ... برای نگاهت , خنده ات, نوازشت , مهربانیت و کلامت..

دلم برای همه آن چیزی که داری و هستی... دلم برای تو تنگ شده...

از اینکه باز به خانه قدیمی ات برگشتی خوشحالم...

از اینکه اعتماد کردی و کلید خانه ات مدتی امانت در دستانم بود ممنون.

امیدوارم دیگر هیچ گاه مجبور نشوم به جای تو در خانه قدیمی ات متنی بنویسم...

امیدوارم خودت همیشه و همیشه حضور داشته باشی و نبودنت را احساس نکنم.

 از اینکه باز هم برگشتی ممنون. ف.م.ر

 

 

نوشته شده در پنجشنبه ٢ آبان ۱۳۸٧ساعت ٤:٢۱ ‎ب.ظ توسط بانــوی شهــر رویــــا نظرات ()


Design By : Pichak