کاش مي دانستم در آن سوي نگاهت چه رازي نهفته است کاش مي توانستم راز تنهايي خود را به تمام رهگذران عاشق برسانم کاش مي دانست که در نبودش چگونه به آغوش سرد اندوه پناه بردم فقط براي يکبار قدم به گلستان خيالم بگذار؛ رخصتي ده تا به تنهايي خود خط مبطلان بکشم وبگذار با تو فراموش کنم

مــــن - رویــــای نـیمــه تمـــام




رویــــای نـیمــه تمـــام

همیشه عزیزترین چیزی که دارم احساسم است، نگاهم ... چشمانم و لبخندم... همین کوچکترین چیزهای دنیا بزرگترین دارایی من است... که میدانی خیلی وقت است با توست ... و به یاد تو... مانده‌ام چه چیز دیگری تقدیمت کنم... ؟تمام حس رویا بودنم را... وقتی که شعر میخوانم برایت...و من فقط به این می‌اندیشم:چه کسی بعد محرم خلوت توخواهد شد؟ دست روی قلب تو میگذارد ... گرم... ؟ روی هم رفته آیا رویا خواهد شد؟

دلتنگم... رویاهایم جایی نیمه تمام ماندند و شدم رویای نیمه تمام...

برای برگرداندن چیزی که از دست دادم ... دلم میخواهد دستانم را دراز کنم تا ماه...

ماهی که ان شب شاهد من و تو بود...

امشب ماه کامل است... درست مثل همان شب...

الان مدتهاست که از ان روز میگذرد ... خوشحالم... حداقل ماه تنهایم نگذاشت...

من رویای حقیقت هایم را در این شبها لمس می کنم..

و حقیقت های رویا را در شب و وسعت ان می بینم...

در اندرون من کسی هست و مرا یاری می کند تا خواستن را به شدن تبدیل کنم ..

و من تصمیم گرفتم رویای خویشتنم را ترسیم کنم آنگونه که بهترین باشم.

نوشته شده در چهارشنبه ۱ آبان ۱۳۸٧ساعت ۱٠:۳٠ ‎ب.ظ توسط بانــوی شهــر رویــــا نظرات ()


Design By : Pichak