کاش مي دانستم در آن سوي نگاهت چه رازي نهفته است کاش مي توانستم راز تنهايي خود را به تمام رهگذران عاشق برسانم کاش مي دانست که در نبودش چگونه به آغوش سرد اندوه پناه بردم فقط براي يکبار قدم به گلستان خيالم بگذار؛ رخصتي ده تا به تنهايي خود خط مبطلان بکشم وبگذار با تو فراموش کنم

رویــــای نـیمــه تمـــام




رویــــای نـیمــه تمـــام

همیشه عزیزترین چیزی که دارم احساسم است، نگاهم ... چشمانم و لبخندم... همین کوچکترین چیزهای دنیا بزرگترین دارایی من است... که میدانی خیلی وقت است با توست ... و به یاد تو... مانده‌ام چه چیز دیگری تقدیمت کنم... ؟تمام حس رویا بودنم را... وقتی که شعر میخوانم برایت...و من فقط به این می‌اندیشم:چه کسی بعد محرم خلوت توخواهد شد؟ دست روی قلب تو میگذارد ... گرم... ؟ روی هم رفته آیا رویا خواهد شد؟

سلام دوستان

می خواستم به چیزی بگم ؛ اینکه امروزه خیلی موضوعات پیش میاد که قابل گفتو و بحث باشه یا حتی قابل نوشتن . ازسیاست و کارهای هنری و فرهنگی بگیر تا ....

 آخرشو خودتون می دونید کجاست که ... نه ؟!

این هفته هم هفته ای که پره از موضوعهایی برای گفتن و نوشتن . از باز شدن مدارس و هفته دفاع مقدس و آغاز ماه مبارک رمضان تا الی آخر . حالا کنار این موضوعها که عمومی هست . اتفاقاتی شخصی هم می افته که اونا هم شاید جالب باشه برای گفتن .

البته می می خوام این چند تا موضوع رو هر کدوم سر تاریخ خودش براتون بنویسم .

امشب از اتفاقاتی که در طول روز افتاد می نویسم و اتفاقاتی که فردا قراره بیفته.

پس با اجازه ...

نوشته شده در شنبه ۱ مهر ۱۳۸٥ساعت ۱٢:٠٥ ‎ق.ظ توسط بانــوی شهــر رویــــا نظرات ()


Design By : Pichak