کاش مي دانستم در آن سوي نگاهت چه رازي نهفته است کاش مي توانستم راز تنهايي خود را به تمام رهگذران عاشق برسانم کاش مي دانست که در نبودش چگونه به آغوش سرد اندوه پناه بردم فقط براي يکبار قدم به گلستان خيالم بگذار؛ رخصتي ده تا به تنهايي خود خط مبطلان بکشم وبگذار با تو فراموش کنم

یادی از یادها - رویــــای نـیمــه تمـــام




رویــــای نـیمــه تمـــام

همیشه عزیزترین چیزی که دارم احساسم است، نگاهم ... چشمانم و لبخندم... همین کوچکترین چیزهای دنیا بزرگترین دارایی من است... که میدانی خیلی وقت است با توست ... و به یاد تو... مانده‌ام چه چیز دیگری تقدیمت کنم... ؟تمام حس رویا بودنم را... وقتی که شعر میخوانم برایت...و من فقط به این می‌اندیشم:چه کسی بعد محرم خلوت توخواهد شد؟ دست روی قلب تو میگذارد ... گرم... ؟ روی هم رفته آیا رویا خواهد شد؟

و فردا اول مهر به غیر از باز شدن مدارس اتفاق مهم دیگه ای هم افتاده و اون اتفاق ....

 

 

تولد دوست عزیزمه

دوست چندین و چندسالم  

 

 

 

فکر کنم بیست وسه سال رو تموم کرد و فردا وارد بیست و چهار سالگی می شه.

 

 و این رو هم می دونم که شاید از دست من به خاطر دلایلی که خودش هم می دونه ناراحت باشه و من همین جا اعتراف می کنم که یه معذرت خواهی گنده بهش بدهکارم و خوبه اینو بدونه که ...  

به احتمال زیاد می دونه چی باید قرار بده جای این نقطه چین ها . مگه نه ...

از همین جا برای سلامتی و موفقیتش دعا می کنم و امیدوارم که 120 ساله بشه .

البته اگر ....

 

پس این سه جمله تقدیم به او ....

 

ستاره ها که می شکفند . آسمان مژده  داد به دنیا آمدی .

بیست و چهارمین بهار زندگیت مبارک .   

     

 بیست و چهارمین سالگرد شکفتن گل وجودت

را تبریک می گویم و خوشبختی و سعادت را برایت خواستارم .

همیشه سبز و شاداب باشی عزیزم   

 

  تولد ... تولد .... تولدت مبارک ... مبارک ... مبارک ... تولدت مبارک .

نوشته شده در جمعه ۳۱ شهریور ۱۳۸٥ساعت ۱۱:٤۳ ‎ب.ظ توسط بانــوی شهــر رویــــا نظرات ()


Design By : Pichak