کاش مي دانستم در آن سوي نگاهت چه رازي نهفته است کاش مي توانستم راز تنهايي خود را به تمام رهگذران عاشق برسانم کاش مي دانست که در نبودش چگونه به آغوش سرد اندوه پناه بردم فقط براي يکبار قدم به گلستان خيالم بگذار؛ رخصتي ده تا به تنهايي خود خط مبطلان بکشم وبگذار با تو فراموش کنم

برای او.... - رویــــای نـیمــه تمـــام




رویــــای نـیمــه تمـــام

همیشه عزیزترین چیزی که دارم احساسم است، نگاهم ... چشمانم و لبخندم... همین کوچکترین چیزهای دنیا بزرگترین دارایی من است... که میدانی خیلی وقت است با توست ... و به یاد تو... مانده‌ام چه چیز دیگری تقدیمت کنم... ؟تمام حس رویا بودنم را... وقتی که شعر میخوانم برایت...و من فقط به این می‌اندیشم:چه کسی بعد محرم خلوت توخواهد شد؟ دست روی قلب تو میگذارد ... گرم... ؟ روی هم رفته آیا رویا خواهد شد؟

زمزمه های دلتنگی....

عشق آنست که یکی برا ی دیگری چتر شود و او هیچ وقت نفهمد که چرا خیس نشد. 

 

می دونی چرا بین انگشتان دست فاصله هست؟

چون یه روزی یه دستی پیدا میشه که این فاصله رو پر کنه.

 

قانون چهارم نیوتن زمین هیچ جاذبه ای ندارد. سیب ها برای تو می افتند چون تو تنها جاذبه زمینی.

به او گفتم غمگین ترانه را برایم بخوان... چشمهایش را بست و آرام آرام گریست...

 

اگه خدا می خواست که ما افسرده و تیره باشیم، به زمین رنگ دیگری می زد ، نه آن رنگ سبز زنده راکه جامه شادی و لذت است.

 معمولا خدا فرشته هایش را پایین می فرستد تا با ما قدم بردارند. ما آنها را به صورت دوستانمان می شناسیم ....

 

نوشته شده در جمعه ۱٩ آبان ۱۳۸٥ساعت ۱٢:٥٤ ‎ق.ظ توسط بانــوی شهــر رویــــا نظرات ()


Design By : Pichak