کاش مي دانستم در آن سوي نگاهت چه رازي نهفته است کاش مي توانستم راز تنهايي خود را به تمام رهگذران عاشق برسانم کاش مي دانست که در نبودش چگونه به آغوش سرد اندوه پناه بردم فقط براي يکبار قدم به گلستان خيالم بگذار؛ رخصتي ده تا به تنهايي خود خط مبطلان بکشم وبگذار با تو فراموش کنم

زندگی - رویــــای نـیمــه تمـــام




رویــــای نـیمــه تمـــام

همیشه عزیزترین چیزی که دارم احساسم است، نگاهم ... چشمانم و لبخندم... همین کوچکترین چیزهای دنیا بزرگترین دارایی من است... که میدانی خیلی وقت است با توست ... و به یاد تو... مانده‌ام چه چیز دیگری تقدیمت کنم... ؟تمام حس رویا بودنم را... وقتی که شعر میخوانم برایت...و من فقط به این می‌اندیشم:چه کسی بعد محرم خلوت توخواهد شد؟ دست روی قلب تو میگذارد ... گرم... ؟ روی هم رفته آیا رویا خواهد شد؟

سلام

این متن رو تقدیم می کنم به یکی از دوستانم که می دونم جمعه میاد و سر می زنه . 

زندگی باید کرد با صدای ناله آب

آفرین باید گفت به شکیبایی مهتاب

زندگی رو باید عاشقانه دوست داشت

خالصانه بی بهانه دوست داشت .

 

 

 

و در پایان .....

یک ساعت با تو بودن . به یک هفته در کوهها بودن برتری دارد.

هزار نکته برای گفتن به تو دارم ... اما تا آمدن تو صبر می کنم .

وقتی تو به من نزدیک تری بهتر می توانم حرفهایم را با تو درمیان بگذارم . 

نوشته شده در جمعه ۱٢ آبان ۱۳۸٥ساعت ۱۱:۱۱ ‎ب.ظ توسط بانــوی شهــر رویــــا نظرات ()


Design By : Pichak