کاش مي دانستم در آن سوي نگاهت چه رازي نهفته است کاش مي توانستم راز تنهايي خود را به تمام رهگذران عاشق برسانم کاش مي دانست که در نبودش چگونه به آغوش سرد اندوه پناه بردم فقط براي يکبار قدم به گلستان خيالم بگذار؛ رخصتي ده تا به تنهايي خود خط مبطلان بکشم وبگذار با تو فراموش کنم

سال تحویل - رویــــای نـیمــه تمـــام




رویــــای نـیمــه تمـــام

همیشه عزیزترین چیزی که دارم احساسم است، نگاهم ... چشمانم و لبخندم... همین کوچکترین چیزهای دنیا بزرگترین دارایی من است... که میدانی خیلی وقت است با توست ... و به یاد تو... مانده‌ام چه چیز دیگری تقدیمت کنم... ؟تمام حس رویا بودنم را... وقتی که شعر میخوانم برایت...و من فقط به این می‌اندیشم:چه کسی بعد محرم خلوت توخواهد شد؟ دست روی قلب تو میگذارد ... گرم... ؟ روی هم رفته آیا رویا خواهد شد؟

امشب آخرین شب سال 94...

آخرین چیزی که امسال برات مینویسم...

تا چند ساعت دیگه هم امشب میشه پارسال 

پارسالی که دقایق آخرشو پیشم نیستی اما هرلحظه تو قلبم جاری میشی.

چقدر دلم برات تنگ شده....

چقدر یه چیزیو کم دارم....

چقدر نبودت حس میشه...

 

 

نوشته شده در شنبه ٢٩ اسفند ۱۳٩٤ساعت ۸:٠۱ ‎ب.ظ توسط بانــوی شهــر رویــــا نظرات ()


Design By : Pichak