کاش مي دانستم در آن سوي نگاهت چه رازي نهفته است کاش مي توانستم راز تنهايي خود را به تمام رهگذران عاشق برسانم کاش مي دانست که در نبودش چگونه به آغوش سرد اندوه پناه بردم فقط براي يکبار قدم به گلستان خيالم بگذار؛ رخصتي ده تا به تنهايي خود خط مبطلان بکشم وبگذار با تو فراموش کنم

نجوای عاشقانه آرام - رویــــای نـیمــه تمـــام




رویــــای نـیمــه تمـــام

همیشه عزیزترین چیزی که دارم احساسم است، نگاهم ... چشمانم و لبخندم... همین کوچکترین چیزهای دنیا بزرگترین دارایی من است... که میدانی خیلی وقت است با توست ... و به یاد تو... مانده‌ام چه چیز دیگری تقدیمت کنم... ؟تمام حس رویا بودنم را... وقتی که شعر میخوانم برایت...و من فقط به این می‌اندیشم:چه کسی بعد محرم خلوت توخواهد شد؟ دست روی قلب تو میگذارد ... گرم... ؟ روی هم رفته آیا رویا خواهد شد؟

وقتی در خاطرم "تــــو "هستی...

دیگران را به فراموشی می سپارم...

خاطراتت را جرعه جرعه سر می کشم...

مستی خیال تـــو رویائیست تمام نشدنی.

دلم لک زده...

برای لحظه ای که در گوشم آرام نجوا می کنی...

" می خواهمت...."

این برای من خلاصه ی تمام حس های قشنگ دنیاست.

نوشته شده در جمعه ۸ شهریور ۱۳٩٢ساعت ٦:٤٦ ‎ب.ظ توسط بانــوی شهــر رویــــا نظرات ()


Design By : Pichak