کاش مي دانستم در آن سوي نگاهت چه رازي نهفته است کاش مي توانستم راز تنهايي خود را به تمام رهگذران عاشق برسانم کاش مي دانست که در نبودش چگونه به آغوش سرد اندوه پناه بردم فقط براي يکبار قدم به گلستان خيالم بگذار؛ رخصتي ده تا به تنهايي خود خط مبطلان بکشم وبگذار با تو فراموش کنم

میلاد من - رویــــای نـیمــه تمـــام




رویــــای نـیمــه تمـــام

همیشه عزیزترین چیزی که دارم احساسم است، نگاهم ... چشمانم و لبخندم... همین کوچکترین چیزهای دنیا بزرگترین دارایی من است... که میدانی خیلی وقت است با توست ... و به یاد تو... مانده‌ام چه چیز دیگری تقدیمت کنم... ؟تمام حس رویا بودنم را... وقتی که شعر میخوانم برایت...و من فقط به این می‌اندیشم:چه کسی بعد محرم خلوت توخواهد شد؟ دست روی قلب تو میگذارد ... گرم... ؟ روی هم رفته آیا رویا خواهد شد؟

رویای نیمه تمامم پنج ساله شدو

من از تمام لحظه هایش به یادگار خطی گذاشته ام به امانت 

که بماند روزی که دیگر اثری از رویا نیست.

قلمم هنوز پابرجاست...

دلکدم را دوست دارم چرا که تلخی ها و شیرینی های زیادی را چشیده است.

اینجا را باتمام دوستارانش...

همان هایی که بودند و الان دیگر فقط خاطراتشان ماناست

و کلامی ازشان به یادگار مانده و آنانی که هنوز هستند، دوستش دارم. 

نوشته شده در پنجشنبه ۳۱ شهریور ۱۳٩٠ساعت ۳:٤٧ ‎ب.ظ توسط بانــوی شهــر رویــــا نظرات ()


Design By : Pichak