رویــــای نـیمــه تمـــام
همیشه عزیزترین چیزی که دارم احساسم است، نگاهم ... چشمانم و لبخندم... همین کوچکترین چیزهای دنیا بزرگترین دارایی من است... که میدانی خیلی وقت است با توست ... و به یاد تو... ماندهام چه چیز دیگری تقدیمت کنم... ؟تمام حس رویا بودنم را... وقتی که شعر میخوانم برایت...و من فقط به این میاندیشم:چه کسی بعد محرم خلوت توخواهد شد؟ دست روی قلب تو میگذارد ... گرم... ؟ روی هم رفته آیا «رویا» خواهد شد؟
آخرین روزهای اردی بهشت را طی کردم... که پر از بوی بهشت است... چقدر زیبا... چقدر دوست داشتنی و آرام وقتی مثل کودکی درآغوشم گم می شوی و بخواب میروی. هی شریک غمگین گریه های من...! حالا که رفته ای... حالا که روزمان تمام شد... من در تنهایی خویش... نیمی از بغض گره خورده را در گلوی خشک فرو می برم و... نیم دیگر را با چشمان تر می گشایم. وقتی که نیستی... هزار کودک گم شده در وجود من لالایی پدرانه تو را التماس می کنن. راستی می دانستی .... چه لذتی دارد عاشق شدن در دی ... یکی شدن در اردیبهشت و ... مردن به هر وقتی که تو بگویی... پ.ن: بودنت همیشه زیباست... مخصوصا وقتی شبانه کنارم باشی... وقتی بوی دریا همه جای اتاق را پر می کند و من ... به جای دریا در چشمان همیشه آبیت غرق می شوم.
| Design By : nightSelect.com |
