کاش مي دانستم در آن سوي نگاهت چه رازي نهفته است کاش مي توانستم راز تنهايي خود را به تمام رهگذران عاشق برسانم کاش مي دانست که در نبودش چگونه به آغوش سرد اندوه پناه بردم فقط براي يکبار قدم به گلستان خيالم بگذار؛ رخصتي ده تا به تنهايي خود خط مبطلان بکشم وبگذار با تو فراموش کنم

رویــــای نـیمــه تمـــام




رویــــای نـیمــه تمـــام

همیشه عزیزترین چیزی که دارم احساسم است، نگاهم ... چشمانم و لبخندم... همین کوچکترین چیزهای دنیا بزرگترین دارایی من است... که میدانی خیلی وقت است با توست ... و به یاد تو... مانده‌ام چه چیز دیگری تقدیمت کنم... ؟تمام حس رویا بودنم را... وقتی که شعر میخوانم برایت...و من فقط به این می‌اندیشم:چه کسی بعد محرم خلوت توخواهد شد؟ دست روی قلب تو میگذارد ... گرم... ؟ روی هم رفته آیا رویا خواهد شد؟

روزهایم می گذرد

همه چیز خوب است من اشتباهات زیادی را تجربه کردم.

سال خوبی شروع شد...

تمام نبودنت بزرگم کرده است... من بزرگتر از یک بانوی بیست و پنج ساله شده ام.

روزهای زندگیم را ورق میزنم... همه چیز درتو خلاصه شده است و بس....

 

پ.ن: همه چیز آرومه من و تو خوشبختیم.

نوشته شده در چهارشنبه ٢ فروردین ۱۳٩۱ساعت ٢:٤٢ ‎ب.ظ توسط بانــوی شهــر رویــــا نظرات ()


Design By : Pichak