کاش مي دانستم در آن سوي نگاهت چه رازي نهفته است کاش مي توانستم راز تنهايي خود را به تمام رهگذران عاشق برسانم کاش مي دانست که در نبودش چگونه به آغوش سرد اندوه پناه بردم فقط براي يکبار قدم به گلستان خيالم بگذار؛ رخصتي ده تا به تنهايي خود خط مبطلان بکشم وبگذار با تو فراموش کنم

رویــــای نـیمــه تمـــام




رویــــای نـیمــه تمـــام

همیشه عزیزترین چیزی که دارم احساسم است، نگاهم ... چشمانم و لبخندم... همین کوچکترین چیزهای دنیا بزرگترین دارایی من است... که میدانی خیلی وقت است با توست ... و به یاد تو... مانده‌ام چه چیز دیگری تقدیمت کنم... ؟تمام حس رویا بودنم را... وقتی که شعر میخوانم برایت...و من فقط به این می‌اندیشم:چه کسی بعد محرم خلوت توخواهد شد؟ دست روی قلب تو میگذارد ... گرم... ؟ روی هم رفته آیا رویا خواهد شد؟

On the day You return .

On the day You return .

You will come and I tremble in my heart :

What's  that hidden in your hand ?

What's this twisting around your leg ?

I always used to say :

How it's good to die ?

How death...

In this age when goodness is humiliated and beaten is pleasant ?

 

پ.ن: دوست داشتن یک سوتفاهم ساده ست....  فقط همین.

پ.ن: چه فرقی بین آدمی که به دروغ دوست داشتن فقط برای رسیدن به جسمت همه کاری می کنه تا به خواستش برسه و اون آدمی که به زور بهت تجاوز می کنه هست؟؟؟؟

پ.ن: وقتی هزارتا دلیل برای رفتن داری اما دنبال یه یهونه برای موندنی...این یعنی چی؟

پ.ن: خواسته های من زیاد نیست... بهانه های تو زیاد شده اند.

نوشته شده در سه‌شنبه ۱٧ آبان ۱۳٩٠ساعت ٧:٥۳ ‎ق.ظ توسط بانــوی شهــر رویــــا نظرات ()


Design By : Pichak