کاش مي دانستم در آن سوي نگاهت چه رازي نهفته است کاش مي توانستم راز تنهايي خود را به تمام رهگذران عاشق برسانم کاش مي دانست که در نبودش چگونه به آغوش سرد اندوه پناه بردم فقط براي يکبار قدم به گلستان خيالم بگذار؛ رخصتي ده تا به تنهايي خود خط مبطلان بکشم وبگذار با تو فراموش کنم

رویــــای نـیمــه تمـــام




رویــــای نـیمــه تمـــام

همیشه عزیزترین چیزی که دارم احساسم است، نگاهم ... چشمانم و لبخندم... همین کوچکترین چیزهای دنیا بزرگترین دارایی من است... که میدانی خیلی وقت است با توست ... و به یاد تو... مانده‌ام چه چیز دیگری تقدیمت کنم... ؟تمام حس رویا بودنم را... وقتی که شعر میخوانم برایت...و من فقط به این می‌اندیشم:چه کسی بعد محرم خلوت توخواهد شد؟ دست روی قلب تو میگذارد ... گرم... ؟ روی هم رفته آیا رویا خواهد شد؟

بخوان ای فرشته ی من... 

این دردهای پنهان من است

این عشق من است که از کلمات  بیرون ریخته شده اند

نگاهشان کن...

حس کن تب دوست داشتن را...

این کلمات به خاطر تو افریده شدند..

حسشان کن وبخوانشان به خاطر دل کاغذ هم که شده بخوانشان..

نکند چشمهایت رابررویشان ببندی دل کاغذ میشکند..

نوک قلم می میرد..

بگذار کاغذ اشکهایت رادراغوش بگیرد...

بگذار تب دوست داشتن کلماتم با داغی اشکت پیوند بخورد...

مردادی باش مرداد داغ تابستان...

عاشق شو مثل تمام فرشته های که عشق پرشان راسوزاند ویک شبه ادم شدند...

عشق انها را زمینی کرد...

عاشق باش وعاشقی کن بانوی تمام اقافی ها تا به رخ کشیده شوی...

تا گونه های سرخت از شرم نگاهی سرخ شود مثل سیب سرخ

مثل تمام سیبهای که از عشق گونه سرخ کرده اند...

عاشق شو بانوی مردادی من...پروانه شو بانوی اقاقی ها...

رویای نیمه تمام من ،با تو تمام میشود..

پس از امروز صدایت میکنم رویای تابستانی من...

بغضت رااشک کن که دریا از هجوم اشکهای تو خاموش شود

تا دیگر دریا از هجوم بی قراری فریادی رادراغوش نکشد...

ماه زین پس درچشمهای تو خواهد بود

دریای عاشق من...

                            رویـــــای همزاد               

 هنوز دو روز مونده اما من همیشه شرمنده محبت دوستانم هستم.

اولین هدیه تابستانی امسال من توسط یک فرشته ی زمینی مامان هستی گلم و یک هم نام مهربان داده شد مامان گلم که فراموش نکرده بود و من ....و رویای عزیز که محبتش همیشه شامل حالم شده و منو شرمنده کرده ممنون هم نام زیبا به خاطر پست قشنگی که به خاطر تولد من توی یکی از وب هات زدی...هم نام گل... تمام رویاهایم با تو جاری می شود....

 

گاهی اوقات فکر می کنم رویایی هم هست که رویایم را تمام کند.

رویای نیمه تمام من.... به خاطر این همه محبت این همه عشق ممنون.

پ.ن : امسال جای تمام اونایی که توی جشن تولد پارسالم بودن خالیه. نمیدونم چرا امسال نشد مثل پارسال دور هم جشن بگیریم. دلم برای همشون تنگ شده برای تمام اون روزها... روزهای گرم باهم بودن امسال جای خالی تک تکشون رو حس کردم ...  به یاد همتون هستم از اینکه نتونستم باز دور هم جمع بشیم متاسفم. اما خدارو شکر می کنم با دوستای خوبی که داشتم امسال هم خدا باز هدیه ای زیبا تر داد باقرار دادن دوستای مهربون جدیدی که توی مسیر زندگیم هستن.

نوشته شده در چهارشنبه ۱٤ امرداد ۱۳۸۸ساعت ۱٠:٥٤ ‎ب.ظ توسط بانــوی شهــر رویــــا نظرات ()


Design By : Pichak