کاش مي دانستم در آن سوي نگاهت چه رازي نهفته است کاش مي توانستم راز تنهايي خود را به تمام رهگذران عاشق برسانم کاش مي دانست که در نبودش چگونه به آغوش سرد اندوه پناه بردم فقط براي يکبار قدم به گلستان خيالم بگذار؛ رخصتي ده تا به تنهايي خود خط مبطلان بکشم وبگذار با تو فراموش کنم

رویــــای نـیمــه تمـــام




رویــــای نـیمــه تمـــام

همیشه عزیزترین چیزی که دارم احساسم است، نگاهم ... چشمانم و لبخندم... همین کوچکترین چیزهای دنیا بزرگترین دارایی من است... که میدانی خیلی وقت است با توست ... و به یاد تو... مانده‌ام چه چیز دیگری تقدیمت کنم... ؟تمام حس رویا بودنم را... وقتی که شعر میخوانم برایت...و من فقط به این می‌اندیشم:چه کسی بعد محرم خلوت توخواهد شد؟ دست روی قلب تو میگذارد ... گرم... ؟ روی هم رفته آیا رویا خواهد شد؟

مشاهده یادداشت خصوصی

نوشته شده در پنجشنبه ۱۸ بهمن ۱۳۸٦ساعت ۱٢:۳٠ ‎ب.ظ توسط بانــوی شهــر رویــــا نظرات ()

 سلام...

 برای مدتی نیستم...

 گفته بودم می خوام برم جایی که کسی نباشه یادت هست... 

می رم تا تمام بشه هرچی که اتفاق افتاده... 

این روزها درگیر شدم با اتفاقاتی که قبلا برای خودم افتاده   

و الان دارم یکی یکی می شنوم که برای دوستانم داره اتفاق می افته و افتاده...  

نمیدونم چی کار کنم دلم می خواد تلافی کنم... 

شکسپیر میگه: 

خیانت تنها این نیست که شب را با دیگری بگذرانی ...  

خیانت میتواند دروغ دوست داشتن باشد !  

خیانت تنها این نیست که دستت را در خفا در دست دیگری بگذاری ...  

خیانت میتواند جاری کردن اشک بر دیدگان معصومی باشد.... 

این روزا عادت همه رفتن ودل شکستن 

درد تموم عاشقا پای کسی نشستنه 

این روزا مشق بچه ها یه صفحه آشفتگیه 

گردای رو آینه ها فقط غم زندگیه 

 متاسفم به خاطر همه چیز... 

 و ممنون به خاطر لطف بی پایان شما دوستان عزیز.

 

پ.ن: اگر گذری نیم نگاهی به این دلکده انداختی .... در پست قبلی مهربانیت را جاری کن.

نوشته شده در سه‌شنبه ٩ بهمن ۱۳۸٦ساعت ٩:٠٧ ‎ب.ظ توسط بانــوی شهــر رویــــا نظرات ()


Design By : Pichak