کاش مي دانستم در آن سوي نگاهت چه رازي نهفته است کاش مي توانستم راز تنهايي خود را به تمام رهگذران عاشق برسانم کاش مي دانست که در نبودش چگونه به آغوش سرد اندوه پناه بردم فقط براي يکبار قدم به گلستان خيالم بگذار؛ رخصتي ده تا به تنهايي خود خط مبطلان بکشم وبگذار با تو فراموش کنم

رویــــای نـیمــه تمـــام




رویــــای نـیمــه تمـــام

همیشه عزیزترین چیزی که دارم احساسم است، نگاهم ... چشمانم و لبخندم... همین کوچکترین چیزهای دنیا بزرگترین دارایی من است... که میدانی خیلی وقت است با توست ... و به یاد تو... مانده‌ام چه چیز دیگری تقدیمت کنم... ؟تمام حس رویا بودنم را... وقتی که شعر میخوانم برایت...و من فقط به این می‌اندیشم:چه کسی بعد محرم خلوت توخواهد شد؟ دست روی قلب تو میگذارد ... گرم... ؟ روی هم رفته آیا رویا خواهد شد؟

گفت می توانی از سرمای زمستان بنویسی و دلهای گرم ؛ 

سرمای خیابانها اما نفسهای دم کرده؛ 

چشمهایی که درخیابانها دودو میزنند و به یخبندان نمی اندیشند .  

گفت بنویس آن مرد آمد... پدر من نیامد ؛ 

آن مرد با سبد آمد پدرم بادست خالی آمد؛ 

 آن مرد با پرشیا امد پدرم با پاهای یخ بسته امد ؛..اما امد .. 

پدر دختر کوچک همسایه ما نیامد چون او ..پدر ندارد... 

گفت بنویس کودک ۵ساله مازندرانی در آغوش پدرش ازسرما یخ زد ؛ 

اما خوشبختانه رادیاتور ماشین وزیر یخ نزده است.  

.....با ریشه چه میکنی ...  

****** 

***** 

**** 

*** 

** 

 با قلب کوچک یک پرنده هم میتوان دریا را دوست داشت.

نوشته شده در چهارشنبه ٢٦ دی ۱۳۸٦ساعت ۱:۳٩ ‎ب.ظ توسط بانــوی شهــر رویــــا نظرات ()

مشاهده یادداشت خصوصی

نوشته شده در سه‌شنبه ۱۸ دی ۱۳۸٦ساعت ٩:٢٧ ‎ب.ظ توسط بانــوی شهــر رویــــا نظرات ()

ای ماه روشن من!

دیرهنگام برآمدی. اما مرغ شب دل من هنوز بیدار است تا سلام گویدت...

به دنبال عشق نگرد. عشق هرگز با جستجو به دست نمی‌آید. از خلال بخشیدن است که عشق واقعیت می‌یابد. عشق طنین صدای خودمان است.وقتی عشق تو به جانب همه چیز روان شود،همه‌ی جهان را خواهی دید که عاشقانه به سوی تو روان‌اند.رهیافت عاشقانه و بی چشمداشت به همه چیز و همه کَس، تجربه‌ی باطنی حضور خداوند است. فرشتگان، ملول از بهشت خویش، به انسان غبطه می‌خورند. ثنویت فقط در جهل وجود دارد، در آگاهی فقط وحدت و یگانگی وجود دارد. دین، بشارت دهنده‌ی وحدت و یگانگی‌ست.مثنوی ما دکان وحد است. غیر واحد هرچه بینی آن بت است احساس وحدت و یگانگی، سرچشمه احساس سعادت است. آه، آیا می‌توان چیزی را دین خواند در حالی که نمی‌تواند نغمه‌های سعادت و عشق را سر دهد و به رقص در آورد دل آدمی را ؟؟

با همه چیز یگانه شده‌ام: چه زشت، چه زیبا. هرچه هست، من هم آن جایم.نه تنها در فضیلت، بلکه در گناه نیز؛ نه تنها بهشت که دوزخ نیز از آن من است.دوست می‌دارم دوزخ آشامان مست را. من تمامی بشریت هستم!من خداوند را با آوازهای دل خوشگلم لمس می‌کنم؛ همان‌طور که تپه با آبشار خویش دریای دور را لمس می‌کند.هرجا که عشق باشد، نیایش هم هست.از همین رو، این امکان وجود دارد که ببینیم خدا را در وجود کسی که دوستش داریم.بنابراین کسی که همه را دوست دارد، خدا را در همه می‌بیند؛ وحدت در کثرت.پس جوینده‌ی عشق، جوینده‌ی خداست.

زیرا عشق آب می‌کند، ویران می‌کند، می‌گدازد و بر باد می‌دهد.عشق هم تولد است و هم مرگ. در عشق، «خود» می‌میرد و «همه» احیا می‌شود.از این رو عشق با درد همراه است.چه در تولد و چه در مرگ. عشق درد شدید زایش و مرگ است.شکوفا شو و آغاز کن تجربه‌ی لذتی را که در درد عشق نهفته است!‌خورشید، گنجینه‌ی رنگ‌های رنگین کمان خویش را به لطف خصومت ابرها پیدا می‌کند.باید در عشق بمیری تا تولدی دوباره پیدا کنی. طلا باید از کوره‌ی آتش بگذرد تا خالص شود.

عشق به مثابه‌ی آتش است، و من از خدا می‌خواهم که نفس تو در آتش عسق بسوزد.آنگاه، اگر عشق بیاید، نیایش نیز می‌آید؛ بدون عشق، نیایش امکان ندارد.فراموش مکن که روح و تن دو چیز جدا از هم نیستند.آن بخش از انسان که قابل رویت است بدن نام دارد، آن بخش از انسان که قابل رویت نیست روح نام دارد.این امر در مورد خدا و ماده نیز صادق است: خدا ظاهر و باطن است؛ظهور خداوند، همه چیز و همه کَس است و باطنش، باز خداست.

قلب من امروز بر اشک‌های دیشب خود می خندد؛ همچون درختی خیس که پس از عبور باران می‌درخشد.

روح شعر، در سکوت پرسه می‌زند، درباره‌ی آنچه که بیان ناشدنی‌ست بهتر است سکوت کنیم.اما، سکوت نیز گویاست. سکوت بسیار و بسیار حرف می‌زند!سکوت می‌تواند حتی جایی که کلام عاجز می‌ماند، سخن بگوید.انتظار همراه با نیایش، عشق است. خالی و تهی، دری‌ست که به معبد الوهیت باز می‌شود. از خداوند بخواهیم انزوای ما را، به برکت عشق، به همنشینی با همه چیز و همه کس تبدیل کند. 

منبع: اشراق ها ... مسیحا برزگر

 پ.ن: با خود اندیشیدم
در این ترانه بی تو ماندن
در این لحظه های بی تو
حس بودنت
شنیدن تپش های قلبت
از مرز فاصله ها
از نگاه چشم های تو
تمام انتظارم شده

 ¤*•,¸.¸,•*¤*•,¸.¸,•¤*•,¸.¸,•*¤*•,¸.¸, .(¯`°´¯)• (¯`°´¯) .• ¤*•,¸. •*¤*,¸.  MERRYCHRISTMAS& HAPPY NEW YEAR!!!•2008*¤* •,¸.¸,•*¤ *•,¸.¸,•*¤*•,¤*•,¸.¸,•*¤*•,¸.,•*¤*•,¸.¸,•*¤*•,¸.¸,•

 پ.ن : عید غدیر خم رو به همه دوستان عزیزم تبریک می گم...

نوشته شده در چهارشنبه ٥ دی ۱۳۸٦ساعت ۱٢:۳٤ ‎ق.ظ توسط بانــوی شهــر رویــــا نظرات ()


Design By : Pichak